علوم اعصاب | لینوکس | نوروساینس | هوش مصنوعی

علوم اعصاب و کسب و کار: بازاریابی عصبی(نورومارکتینگ)

احتمالا شما هم شیفتهٔ پیشرفت های دانشمندان در اتصال رشته علوم اعصاب -Neuroscience- (مطالعه آناتومی و فیزیولوژی مغز) به رشته روانشناسی (مطالعه رفتار و ذهن انسان) شده اید.در نهایت, این به هم پیوستگی باعث به وجود آمدن حوزه های جدیدی مانند اقتصاد عصبی (neuroeconomics),بازاریابی عصبی (neuromarketing) و حسابداری عصبی و… شده است.

|اگر به دنبال اطلاعات بیشتری در مورد علوم اعصاب(نوروساینس) هستی, به (معرفی نوروساینس یا علوم اعصاب) رجوع کن.|

چنین اتحاد عجیب و غریبی ممکن هست درک درستی از طبیعت انسان و تغییر رفتار او ایجاد کند.فن آوری های تصویربرداری مانند تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی (fMRI) و توموگرافی انتشار پوزیترون (PET) ارتباطات عصبی را در مغز انسان به صورت زنده نشان میدهند و فناوری مانند الکتروانسفالوگرافی کمی (QEEG) امواج مغزی را تجزیه و تحلیل میکند.

ما حتی میتوانید مغز (اندام فیزیکی) یا به عبارتی ذهن (محل آگاهی انسان,احساسات,عمل کردن و درک کردن) را به یک کامپیوتر پیشرفته جهت آنالیز اتصالات عصبی آن متصل کنیم.مادامی که اقتصاد دانان و صاحبان کسب و کار به دنبال روش ها و ابزارهایی برای سریعتر و بهتر شدن و ارزان تر شدن محصولات خود هستند و با رهبری مو‌ٔثر کارکنان خود انتظار افزایش تقاضا دارند علوم اعصاب جواب هایی برای سوالات ذیل آماده کرده است:

  • چگونه میتوانیم از عملکرد مغزمان در کسب و کار بهره ببریم؟
  • آيا زمان آن رسیده که بر روی مغزمان (به عبارتی بر روی خودمان) سرمایه گذاری کنیم؟
  • چگونه بهترین تصمیم را بگیریم؟
  • چگونه بهره وری از نواحی خاص و طبقات مغز؟
  • چگونه پرورش دادن مغزی خلاق و اخلاقگرا؟

چنین سوالاتی موجب تحول هیجان انگیزی در همبستگی کسب و کار و علوم اعصاب می شود.

در ابتدای کار صلاح میدونم توضیح مختصری در مورد نوروساینس (علوم اعصاب) و طبقات تشکیل دهنده مغز بدهم تا کسانی که آشنایتی با این مباحث ندارند یک دیدگاه کلی پیدا کنند.

| نوروساینس(علوم اعصاب) چیست؟

inside out emotions - علوم اعصاب و کسب و کار: بازاریابی عصبی(نورومارکتینگ)
انیمیشن درون و بیرون

کلمه نوروساینس را بیشتر و بیشتر در جنبه های مختلف زندگی مشاهده میکنید.دانش مغز در مسیری حرکت میکند که کاربرد این دانش را در آموزش و پرورش،کسب و کار و حتی در فرهنگ عامه پسند هم میبینید.انیمیشن درون و بیرون (movie Inside Out) فقط یکی از مثال های ما در مورد توضیح ساده کارکرد مغز میباشد.(کسانی که علاقه دارند حتما این انیمیشن را تماشا کنند).

به نظر میرسه که تمام مردم به نوعی با علوم اعصاب آشنا هستند.اکنون با در نظر گرفتن گرایش های جدید و مخصوصا در رهبری افراد در یک مجموعه نیاز به درک واقعی هر انسان یعنی درک اولیه علوم اعصاب و مغز میباشد.

خیلی ساده توضیح بدم ، علوم اعصاب مطالعه سیستم عصبی میباشد.این شامل مغز، نخاع و تمام اعصاب در سراسر بدن است.علوم اعصاب صرفا در مورد بیولوژی این ساختارها نیست بلکه شامل روانشناسی مغز و نیز تعاملات بین سیستم عصبی و سایر سیستم های سازنده بدن است.

دانشمندان در طول سالها دانش بیشتری در مورد ساختارهای مولکولی مغز و سیستم عصبی و رفتارهایی که در نتیجه فعالیت همین ساختار ها به وجود می آیند بدست می آورند.

شاخه های زیادی در علوم اعصاب وجود دارند که بر علوم و بعضی اوقات حتی بر زندگی روزمره هم تاثیر گذاشته اند. اینجا یک مرور سریع بر روی این شاخه ها داریم:

  • نورولوژی (Neurology): اختلالات سیستم عصبی و چگونگی تشخیص و درمان آنها.
  • نوروبیولوژی (Neurobiology): ساختار و عملکرد اعصاب و مغز.
  • نوروشیمیایی (Neurochemistry): فرآیند های شیمیایی که به واسطه اعمال نورون های به وجود می آیند.
  • نوروفیزولوژی (Neurophysiology): سیستم عصبی چگونه به جهان خارج پاسخ میدهد.
  • نوروسایکولوژی (Neuropsychology): تعامل بین فرایند های شناختی و عملکرد مغز.
  • Neuropsychotherapy: استفاده از علوم اعصاب برای درمان مشکلات روحی.
  • علوم اعصاب شناختی (Cognitive Neuroscience): چگونه مغز و سیستم عصبی شناخت را ایجاد می کنند.
  • علوم اعصاب اجتماعی (Social Neuroscience): چگونه مغز و سیستم عصبی رفتار اجتماعی را ایجاد می کنند.

| برای اطلاعت بیشتر در مورد نوروساینس و شاخه های مطرح این رشته به (اطلاعاتی در مورد نوروساینس – علوم اعصاب) رجوع کنید |

لیست فوق کامل نیست، اما این مقدمه ای سریع هست در مورد اینکه چگونه تحقیقات علوم اعصاب گسترده شده و بر چندین زمینه تاثیرگذار است.در این حوزه در مورد کسب و کار بیشتر آنچه نوشته شده در مورد مغز میباشد نه مثلا درباره نخاع. در ادامه ما به بررسی کلی ساختارها و عملکردهای مغز نگاهی خواهیم انداخت تا درک درستی از اینکه چرا و چگونه مردم کاری را انجام میدهند بدست آوریم.اگر ما بتوانیم مغز را درک کنیم، می توانیم فهم بهتری از رفتارهای افرادی که با آنها کار میکنیم داشته باشیم.همچنین میتوانیم به روش هایی برای تبدیل کردن محل کارمان به محلی بهتر دست پیدا کنیم.

| نگاهی به مغز انسان

مغز یک سختار بسیار پیچیده که از بیش از 86 میلیون نورون ساخته شده است، و ارتباط بین همین نورون ها هست که رفتار,افکار و عملکرد ما را به وجود می آورند.به منظور سازماندهی مغز، دانشمندان آن را به سه بخش اصلی تقسیم کرده اند:ساقه مغز،سیستم لیمبیک،قشر مخ.

brainlobes - علوم اعصاب و کسب و کار: بازاریابی عصبی(نورومارکتینگ)
قسمت های مغز

| ساقه مغز

ساقه مغز در پایه و بخش زیرین مغز یا بالای نخاع قرار گرفته.این قسمت را معمولا مغز خزنده یا مغز قدیمی(قدیمی ترین بخش مغز از نظر تکاملی) نیز مینامند.این قسمت از مغز سیگنال های حیاتی که از نخاع فرستاده میشوند را سازماندهی میکند که برای تنفس، ضربان قلب، خوابیدن، خوردن و سایر جنبه های ضروری زندگی عملکردی حیاتی است.مخچه در پشت ساقه مغز قرار دارد و برای تعیین زمان و هماهنگی حرکات(تعادل) اهمیت دارد.

| سیستم لیمبیک (دستگاه کناره ای)

سیستم لیمبیک طبقه دوم مغز محسوب میشود.بر روی ساقه مغز قرار گرفته و گاهی اوقات مغز پستاندار هم نامیده میشود.به طور تکاملی، این بخش از مغز در زمان پستانداران ایجاد شده. سیستم لیمبیک به عنوان مرکز عواطف مغز شناخته میشود.بسیاری از عملکرد ها و ساختار های پیچیده در این سیستم وجود دارند، اما تنها چند مورد از آنها را بررسی میکنیم.

تالاموس : این ساختار، اطلاعات حسی را دریافت می کند و آن ها را به قسمت های دیگر مغز می فرستد تا پردازش شوند.(پردازش اولیه)

هیپوتالاموس : تاثیر گذار بر روی سیستم غدد درون ریز بدن، این ساختار احساسات گرسنگی، تشنگی، خستگی و درجه حرارت بدن را کنترل می کند.

آمیگدال : این ساختار به پردازش احساسات، به ویژه ترس کمک می کند. همچنین نقش مهمی در تشکیل حافظهٔ درد  و واکنش بدن به محیط بیرون دارد.

هیپوکامپ : اغلب به عنوان مرکز حافظه مغز در نظر گرفته میشود، این ساختار عمدتا خاطرات کوتاه مدت را به خاطرات بلند مدت تبدیل میکند.

هسته جانبی (Nucleus accumbens)‌ : مجموعه ای از ساختار ها که اغلب به عنوان مرکز پاداش در نظر گرفته میشود.این قسمت در ترشح دوپامین و اکسیتوسین نقش مهمی دارد.دوپامین به تقویت رفتارهای پاداش محور کمک می کند در حالی که اکسیتوسین به تقویت رفتارهای اعتماد محور کمک می کند.شکل گیری الگو های یادگیری و عادات در این قسمت قرار میگیرند.

| قشر مخ

قشر مخ آخرین و سومین طبقه مغز هست.بسیاری از پستانداران مخصوصا پستانداران بزرگ مانند دلفین ها، میمون های بزرگ، و فیل ها، دارای قشر مخ میباشند اما پیچیدگی قشر مخ انسان است که ما را از دیگر پستانداران متمایز میکند.قشر مخ به چهار لوب تقسیم میشود:پس سری،گیجگاهی،آهیانه ای،پیشانی.

brian lobes - علوم اعصاب و کسب و کار: بازاریابی عصبی(نورومارکتینگ)
لوب های مغز

پس سری (Occipital) : در قسمت پایین و پشت مغز قرار دارد، این لوب مسئولیت بسیاری از جمله در پردازش تصاویر دارد.

گیجگاهی (Temporal) : در هر دو طرف مغز قرار دارد، این لوب ها به تفکر انتزاعی، شنوایی و زبان کمک می کند.

آهیانه ای (Parietal) : در قسمت بالای مغز در یک منطقه بزرگ قرار دارد، این لوب برای پردازش جزئیات حساس و حرکات هماهنگ شده و برنامه ریزی شده مهم است.

پیشانی (Frontal) : در جلوی مغز قرار دارد، این لوبی است که انسان ها را از دیگر موجودات متمایز نگاه داشته.کنترل عملکرد اجرایی و تنظیم عاطفی و برنامه ریزی و قضاوت را کنترل می کند.

همه این مطالب خلاصه و ساده بیان شدند ولی ممکنه که بپرسید اینا اصلا به چه درد کسب و کار و رهبری میخورند؟چون همین مغز به عنوان پایگاه اصلی تمام کار هایی که ما انسان ها (کارمندان،رهبران) انجام میدهیم عمل میکند.

| نقش علوم اعصاب (نوروساینس) در کسب و کار چیست؟

تصور کنید که شما یک مدیر هستید که باید در یک جلسه در مورد درآمد ۳ ماهه شرکت سخنرانی کنید. خارج از آگاهی شما، ساقه مغز شما باعث می شود ضربان قلب شما بزند یا شما را قادر به نفس کشیدن میکند.سیستم لیمبیکِ شما در مورد گرما، نور، مردم، صداها و انتقال آن از طریق یک شبکه پیچیده به شما کمک می کند تا آن را تفسیر کنید و به آنها پاسخ مناسب بدهید.

قشر مخ به شما اجازه میدهد که به صورت روان و هماهنگ صحبت کنید، کلماتی که باید در آینده بگویید را برای شما برنامه ریزی میکند، منجر به تمرکز افکار و آرام کردن اعصاب و در نهایت پاسخ دادن به سوالات میشود. اکثر این موارد فراتر از آگاهی هستند.به طور ناگهانی، اگر یک صدای بلند ایجاد شود، مغز شما به طور خودکار صدای آن را پردازش میکند که از کجا آمده است و اگر تهدید باشد ضربان قلب شما ممکن است افزایش یابد. تنفس شما ممکن است برای ثانیه ای متوقف شود. شما به سمت منبع صدا نگاه می کنید و در آن لحظه ترس و شوک تنها چیزی میشود که شما به آن تماما فکر میکنید.در لحظات بعد، قشر مخ شما ممکن است که شروع به تحلیل و کنترل شرایط کند.شما مشاهده میکنید که یکی از کارمندان با مشت بر روی میز کوبیده است، سپس شما نیاز به پردازش چگونگی پاسخ دارید (در احساسات، در تُن صدا، در حالت بیان و در کلمات).

همه ی این پردازش ها به صورت موازی و کمتر از چند ثانیه اتفاق می افتند.اگر می توانید فرایند مغز خود را درک کنید و اینکه چگونه اطلاعات، احساسات و اندیشه ها بر شما و رفتارهای شما تاثیر می گذارند، میتوانید به این درک هم دست پیدا کنید که این فرایندها بر روی مغز دیگران چه تاثیری میگذارند.این افزایش آگاهی از مغز و نحوه عملکرد آن می تواند به شما در پیشبرد بهتر کسب و کار و حتی زندگی شخصی خودتان و ایجاد یک محل کار بهتر کمک کند.

| بازاریابی عصبی یا نورومارکتینگ چیست؟

اصطلاح بازاریابی عصبی یا نورومارکتینگ اشاره به استفاده از علوم اعصاب و مغز برای سنجش تاثیر بازاریابی و تبلیغات در مشتریان دارد.ده ها ساله که بازاریابان به دنبال آنچه که مشتریان به آن فکر میکنند بوده اند،اما آنها همیشه به تکنیک های سنتی و قدیمی متکی بودند.

تکنیک های بازاریابی عصبی (نورومارکتینگ) بر پایه اصول علمی میباشد که یک انسان واقعا چگونه فکر میکند و چگونه تصمیم میگرد.و فرآیند های آگاهانه و ناآگاهانه ای که در این تصمیم گیری و فکر کردن وجود دارند را مورد بررسی قرار میدهد.
هنگامی که بازاریابی عصبی با طرح و روش های تجربی به درستی ترکیب شود، بینش جدیدی از تصمیمات مشتریان و عملکرد آنها به ما میدهد که برای بازاریابان کهنه کار نامرئی هستند و هیچ وقت با متد های قدیمی به این بینش نخواهند رسید.

بازاریابی عصبی(نورومارکتینگ) نوع جدیدی از بازاریابی نیست بلکه یک روش جدید برای مطالعه بازاریابی است، بنابراین بخشی از زمینه تحقیقات بازاری است.در اینجا ۶ حوزهٔ اصلی که امروزه از بازاریابی عصبی استفاده میکنند آورده شده:

  • برندسازی: برند ها ایده هایی در ذهن هستند که توانایی جذب افراد از طریق ارتباط برقرار کردن با آنها را دارا میباشند.بازاریابی عصبی دارای تکنیک های قدرتمندی برای اندازه گیری این کشش و توانایی است که برند ها ایجاد میکنند.
  • طراحی محصول و نوآوری: بازاریابی عصبی می تواند واکنش مشتری را برای ما نسبت به محصول و طراحی آن که معمولا خودکار و احساسی و خارج از آگاهی لحظه ای فرد هست را اندازه گیری کند.
  • اثربخشی تبلیغات: تبلیغات زیادی ما را از طریق روش های ناخودآگاه تحت تاثیر میگذارند،حتی بدون اینکه خودمان متوجه آن باشیم. نورومارکتینگ چگونگی این تبلیغات را توضیح میدهد.
  • تصمیم گیری خریدار: بازاریابی عصبی نشان میدهد که چگونه محیط فروشگاه بر روی تصمیم گیری های مشتریان تاثیر میگذارد و آنها را وادار به خرید میکند بدون اینکه از منطقشان استفاده کنند.
  • تجارب آنلاین: جهان آنلاین چالش های جدیدی را برای مغز های قدیمی ما فراهم می کند.علوم اعصاب و به خصوص بازاریابی عصبی به ما نشان میدهد که با چه روش هایی مشتریان را در محیط های آنلاین تحت تاثیر بگذاریم و آنها را از دست ندهیم.
  • اثربخشی سرگرمی ها: سرگرمی ها تجربیاتی را در ذهن فرد ایجاد میکنند که میتوانند بر روی نگرش،ترجیحات و اقدامات فرد اثر گذار باشند.بازاریابی عصبی به ما نشان میدهد که دقیقا چه اتفاقی می افتد وقتی سرگرمی ها ما را به دنیایی خیالی میبرند.

نورومارکتینگ از ابزار و تکنیک های مختلفی برای ارزیابی واکنش های مصرف کننده و رفتار او استفاده میکند.این تکنیک ها همه چیز را پوشش میدهند از رویکرد های نسبتا ساده و ارزان قیمت مانند eye tracking (بررسی الگوی چشم ها)،تجزیه و تحلیل حالت های چهره و آزمایشات رفتاری(به عنوان مثال اینکه چگونه قرارگیری و نمایش محصولات میتواند بر انتخاب مشتریان تاثیر بگذارد).

و همچنین روش های پیچیده تر، مبتنی بر سنسور ها از جمله بیومتریک (اندازه گیری سیگنال های بدن) که اندازه گیری هوشیاری، تنفس، ضربان قلب و حرکت عضلانی صورت یا (الکترومیوگرافی (EMG)) میباشد. و همچنین از طریق سنسور های نورومتریک مانند اندازه گیری سیگنال های مغزی (الکتروانسفالوگرافی EEG) و جریان خون در مغز(fMRI).

| اقتصاد عصبی چیست؟

اقتصاد عصبی که به عنوان یک رشته نوظهور پا به عرصه گذاشته و از ترکیب علوم اعصاب, اقتصاد و روانشناسی تشکیل شده و از روش های تحقیقاتی علوم اعصاب شناختی و تحقیقات تجربی اقتصاد استفاده میکند(در واقع از متود های علوم اعصاب برای تجزیه و تحلیل رفتار های اقتصادی استفاده میکنند).مانند ارزیابی تصمیمات، طبقه بندی خطرات و پاداش ها و تعاملات میان عوامل اقتصادی.

neuroeconomics - علوم اعصاب و کسب و کار: بازاریابی عصبی(نورومارکتینگ)
اقتصاد عصبی (Neuroeconomics)

تحقیقات اقتصاد عصبی بر سه روند اصلی تمرکز دارند.اول اینکه با استفاده از fMRI می توانیم فعالیت مغزی مرتبط با وقایع شناختی گسسته را اندازه گیری کنیم مانند نحوه تصمیم گیری و ارزیابی پاداش.دوم اینکه با وارد کردن متغیرهای اقتصادی به آزمایشات الکتروفیزیولوژیک، ما می توانیم از طریق شناسایی جدیدی از مسیر های پردازشی نورون ها در مغز، اطلاعات مرتبط انگیزشی را رمزگذاری کنیم.سوم اینکه اقتصاد عصبی بر اقتصاد رفتاری متکی است تا متغیرهای روانشناختی را در تصمیم گیری ها قرار دهد.

| حسابداری عصبی چیست؟

حسابداری عصبی روش جدیدی برای بررسی علمی حسابداری و نقش مغز در ایجاد نهادهای اقتصادی است.اندازه گیری فعالیت مغز (با استفاده از fMRI,PET,EEG) در هنگام تصمیم گیری های مالی و اقتصادی میتواند مفید واقع شود برای ارزیابی سیاست های جدید که بر خلاف اصول حسابداری بلند مدت اجرا می شوند.

 

2 نظرات
  1. شایان می گوید

    سلام پست کاربردی بود . میشه در مورد بازاریابی عصبی و آموزش بازاریابی عصبی بیشتر مطلب بزارین

    1. alirezapy3 می گوید

      سلام ممنون به خاطر نظرتون
      بله در آینده مطالب بیشتری در سایت قرار خواهد گرفت…

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.